تبلیغات
بلوط - مطالب ابر موسیقی

شارژ ایرانسل

فال حافظ

دهکده ی اطلاعات

 


جملاتی زیبا و کوتاه از بتهوون
من برای شادمانی به دنیا نیامده ام، آمده ام تا كارهای بزرگ انجام بدهم.  بتهوون
 
******

 موسیقی مانند كشوری است كه روح من در آن حركت می كند. در آنجا هر چیز، گلهای زیبا می دهد و هیچ علف هرزه ای در آن نمی روید. اما تعداد كمی از افراد می فهمند كه در هر قطعه از موسیقی چه شوری نهفته است.   بتهوون

******

هرگاه آسایش، درازمدت و بی دلیل باشد، به تنبلی می گراید.بتهوون


******

موسیقی از فكر تراوش می كند و در قلب می نشیند. بتهوون
 


******

من می خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم، او نمی تواند سر مرا در برابر زندگی خم كند. بتهوون


******

هنر من باید برای سعادت بیچارگان اختصاص یابد. بتهوون
 


******

من جز خوبی نشان دیگری كه نمودار برتری باشد، نمی شناسم. بتهوون
 


******

تكامل باید هدف ابتدایی همه ی هنرمندان حقیقی باشد. بتهوون
 




کلمات کلیدی : جملاتی زیبا و کوتاه از بتهوون , جملات پند آموز , جملات بزرگان , بتهوون , موسیقی , هنرمندان , آسایش ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : دوشنبه 15 مهر 1392 موضوع : اجتماعی ادبیات جالب و خواندنی      نظرات

داستان کوتاه درک زیبایی

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویولون کرد.

 

این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

 

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود به راه افتاد.

 

یک دقیقه بعد، ویولون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

 VIOLON

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد، کسی که بیش از همه به ویولون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویولون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید و کودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویولون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

 

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویولون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویولون‌زن شد. وقتیکه ویولون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، و نه کسی او را شناخت.

 

هیچکس نمی‌دانست که این ویولون‌زن همان جاشوا بل یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین قطعات نوشته شده برای ویولون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

 

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاترهای شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، و قیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

 

این یک داستان حقیقی است. نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت ‌های مردم بود.




کلمات کلیدی : ویولون‌ , داستان کوتاه درک زیبایی , جاشوا بل , موسیقی , VIOLON , متروی واشینگتن دی سی , تحقیقات اجتماعی ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : شنبه 15 مهر 1391 موضوع : داستان کوتاه جالب و خواندنی      نظرات


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به بلوط می باشد.