تبلیغات
بلوط - مطالب ابر داستان

شارژ ایرانسل

فال حافظ

دهکده ی اطلاعات

 


کودک و مادر

کودکی شش ساله مادرش را بر روی تخت بیمارستان دید و دکترش گفت تا چند وقت دیگر زنده نمی ماند ...
کودک سوال کرد چند وقت دیگر ؟ 
دکتر گفت پاییز ...
بچه گفت پاییز یعنی چه روز ؟
دکتر گفت وقتیکه برگهای درختان می ریزد ...
بچه خانه آمد و نخ و سوزن برداشت، رفت تا تمام برگ های شهر را به درختان بدوزد ...



کلمات کلیدی : کودک و مادر , داستان , عشق , بیمارستان , کودک , عارفانه , دکتر ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : شنبه 28 تیر 1393 موضوع : عشق و عاشقی داستان کوتاه اجتماعی جالب و خواندنی      نظرات

داستان عاشقانه و بسیار غمگین (حتما بخوانید)
حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت!

ادامه مطلب
کلمات کلیدی : داستان عاشقانه و بسیار غمگین , داستان , داستان غمگین , داستان عاشقانه , عشق , علاقه شدید قلبی , عروسی ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : سه شنبه 27 اسفند 1392 موضوع : عشق و عاشقی داستان کوتاه اجتماعی      نظرات


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به بلوط می باشد.