شارژ ایرانسل

فال حافظ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic
دهکده ی اطلاعات

 


یک دنیا حرف
یک دنیا حرف برای تو دارم ، یک دنیا پر از حرفهای نگفته، یک دنیا پر از بغض های نشکفته. با منی ، هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای دلتنگی ام باشی!

دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست.

من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات،‌ کنار شعله ور شدن شمع وجودت ،اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد...

دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت را که دیرزمانی است در سیل باد بی وفای زمانه گم کرده ام.

هر شب حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم، وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم ، اما باز هم جای تو خالی است... .

شاید اگر جای تو بودم ؛ کمی، فقط کمی برای مرگ تدریجی نیلوفرهای خاطره اشک می ریختم ، شاید اگر جای تو بودم ؛ طاقت دیدن چشم های خیره و خسته ات را نداشتم، شاید اگر جای تو بودم؛ بلور بغضم را با تلنگری آسان می شکستم تا بدانی، تا بدانی که چقدر دوستت دارم... .

روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!

این بار به دیدنت آمده ام ، برایت گلاب آورده ام ، دستهایم تنها سنگ سردِ خانه ات را احساس می کنند اما بدان یاس های سپید احساسمان هنوز گرم گرم اند


کلمات کلیدی : عاشقانه , یکدنیا حرف , عشق , خداحافظی , گلاب ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : یکشنبه 3 دی 1391 موضوع : جالب و خواندنی      نظرات

زندگی راحت
یک تاجر آمریکایى از یک روستاى مکزیکى دیدن می کرد که متوجه قایق کوچک ماهیگیرى شد که از کنار او عبور می کرد . با مشاهده مرد مکزیکی و چند ماهی داخل قایق ، از او پرسید: چقدر وقت صرف کردی تا این چند تا ماهی رو بگیری ؟ مکزیکى: خیلى کم ! آمریکایى: پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى بگیری ؟ مکزیکى: چون همین تعداد ، براى سیر کردن خانواده‌ام کافیه ! آمریکایى: خوب ، پس بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟ مکزیکى: به خودم می رسم ! یک کم ماهیگیرى میکنم ! با بچه‌هام بازى میکنم ! با زنم هم صحبتی می کنم ! بعد میرم تو دهکده میچرخم ! با دوستام گیتار می زنیم و لذت می بریم ! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى ! آمریکایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم ! تو باید بیشتر ماهیگیرى کنى ! اونوقت میتونى با پولش یک قایق بزرگتر بخرى ! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه کنى ! اونوقت یک عالم قایق براى ماهیگیرى دارى ! مکزیکى: خب ! بعدش چى؟ آمریکایى: بجاى اینکه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى ، اونهارو مستقیم به مشتریها میدى و براى خودت کار و بار درست میکنى... بعدش کارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میکنى... این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنى و میرى مکزیکو سیتى ! بعدش لوس آنجلس ! و از اونجا هم نیویورک... اونجا دست به کارهاى مهمتر هم میزنى ... مکزیکى: اما آقا ! اینکار چقدر طول میکشه ؟ آمریکایى: پانزده تا بیست سال ! مکزیکى: خوب ، بعدش چى آقا ؟ آمریکایى: بهترین قسمت همینه ! در زمان مناسب ، سهام شرکتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینکار میلیونها دلار برات عایدى داره ! مکزیکى: میلیونها دلار؟؟؟ خوب ، بعدش چى؟ آمریکایى: اونوقت خودت رو بازنشسته می کنی ! میرى به یک دهکده کوچیک ساحلی ! جایى که میتونى خوب استراحت کنی ! ماهیگیرى کنى ! با بچه هات بازى کنى ! با زنت خوش باشى ! برى دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و لذت ببری !!!*

*مکزیکی نگاهی به مرد آمریکایی کرد و گفت : خوب آقا ، من که الان دارم همینکارهارو میکنم..




کلمات کلیدی : زندگی راحت , داستان کوتاه , مکزیک , امریکایی , ماهی , ماهیگیری ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : شنبه 2 دی 1391 موضوع : اجتماعی جالب و خواندنی داستان کوتاه      نظرات

عشق در 10 کلمه


عشق کلمه ایست که بار ها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود.

عشق صداییست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند.
عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود.
عشق رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است.
عشق نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد.

عشق

عشق شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است.
عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود.
عشق کوششیست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه.
عشق کلمه ایست بی معنی ولی هزاران معنی دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معنی را می رساند ولی معنی آن گفتنی نیست.

 




کلمات کلیدی : عشق در 10 کلمه , عشق , عاشق , عشق رنگیست , عشق صداییست , عشق نسیمیست ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : شنبه 25 آذر 1391 موضوع : اجتماعی جالب و خواندنی عشق و عاشقی      نظرات

رازهای موفقیت
روز اول
از کارهایی که ناچاری انجام دهی لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر می کند و نمی گذارد کار را درست انجام دهی.
اما اگر با موفقیت مانند یک دوست رفتار کنی.
مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.

رازهای موفقیت

روز دوم
سعی کن کارهایت را از صمیم قلب انجام دهی.
نه به صرف این که ناچاری انجام دهی.
باید به کارت ایمان داشته باشی.
یک جریان آب ضعیف ، تنها نیمی از باغچه را آبیاری می کند.


ادامه مطلب
کلمات کلیدی : رازهای موفقیت , روزهای موفقیت , موفقیت , موفق بودن , کارهایی که لازم است تا موفق شویم , فرد موفق ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391 موضوع : جالب و خواندنی دانستنی اجتماعی      نظرات

راز نامریی بودن هواپیماهای استیلت (Stealth)
هواپیمای استیلت با هدف جذب و انحراف امواج رادار با استفاده از تکنولوژی ای بنام استیلت (stealth) طراحی شده است. استیلت، تکنیکی است که در هواپیما، کشتی و موشک به منظور جلوگیری از ردیابی توسط رادار یا دیگر روش های تشخیص، مورد استفاده قرار می گیرد.
هواپیمای استیلت


ادامه مطلب
کلمات کلیدی : راز نامریی بودن هواپیماهای استیلت (Stealth) , هواپیما , استیلت , Stealth , هواپیمای استیلت ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : دوشنبه 13 آذر 1391 موضوع : جالب و خواندنی دانستنی      نظرات

نامگذاری كمپانی های بزرگ چه طور اتفاق افتاده است؟؟

تاکنون نام چند کمپانی به گوش شما خورده است؟ شاید برایتان جالب باشد که بدانید اسامی کمپانی های بزرگ از کجا آمده و چه ریشه ای دارد.

                                                 یاهو                                            

 

Yahoo؛ در کتابی که Jerry Yang و David Filo موسسان یاهو خوانده بودند (کتاب سفرهای گالیور نوشته Jonathan Swift) انسان های عریان اولیه و زشت را «یاهو» معرفی کرده بود و موسسان یاهو نیز چون خود را همانند یاهوهای یاد شده در آن کتاب می دانستند این اسم را انتخاب کردند.

 گوگل

Google گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است، به معنی عدد 1 که 100صفر جلوی آن باشد. موسسان گوگل به خاطر نشان دادن گستردگی صفحاتی که گوگل آنها را جست و جو می کند این نام را انتخاب کردند.    



ادامه مطلب
کلمات کلیدی : نامگذاری كمپانی های بزرگ چه طور اتفاق افتاده است؟؟ , یاهو , گوگل , yahoo , google , sony , Adobe ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : یکشنبه 28 آبان 1391 موضوع : کامپیوتر دانستنی جالب و خواندنی      نظرات

ماجرای زن خوش اخلاق و مرد بداخلاق
اصمعی (وزیر مامون) می گوید: روزی برای صیادی به سوی بیابان روانه شدیم. من از جمع دور شدم و در بیابان گم شدم، در حالی که تشنه و گرسنه بودم به این فکر بودم که کجا بروم و چکار کنم. چشمم به خیمه ای افتاد. به سوی خیمه روان شدم، دیدم زنی جوان و با حجابی در خیمه نشسته. به او سلام کردم او جواب سلامم را داد و تعارف کرد و گفت بفرمایید. بالای خیمه نشستم و آن زن هم در گوشه دیگر خیمه نشست. من خیلی تشنه بودم، به او گفتم: یک مقدار آب به من بده: دیدم رنگش تغییر کرد، رنگش زرد شد. گفت: ای مرد، من از شوهرم اجاره ندارم که به شما آب دهم (یکی از حقوقی که مرد بر زن دارد این است که بدون اجازه اش در مال شوهر تصرف نکند) اما مقداری شیر دارم. این شیر برای نهار خودم است و این شیر را به شما می دهم. شما بخورید، من نهار نمی خورم. شیر را آورد و من خوردم. یکی – دو ساعت نشستم دیدم یک سیاهی از دور پیدا شد. زن، آب را برداشت و رفت خارج از خیمه. پیرمردی سیاه سوار بر شتر آمد. پاها و دست و صورتش را شست و او را برداشت و آورد در بالای خیمه نشانید. پیرمرد، بداخلاقی می کرد و نق می زد، ولی زن می خندید و تبسم می کرد و با او حرف می زد. این مرد از بس به این زن بداخلاقی کرد من دیگر نتوانستم در خیمه بمانم و آفتاب داغ را ترجیح دادم. بلند شدم و خداحافظی کردم. مرد خیلی اعتنا نکرد، با روی ترشی جواب خداحافظی را داد، اما زن به مشایعت من آمد. وقتی آمد مرا مشایعت کند، مرا شناخت که اصمعی وزیر مامون هستم.
من به او گفتم: خانم، حیف تو نیست که جمال و زیبایی و جوانی خود را به پای این پیرمرد سیاه بد اخلاق فنا کردی؟ آخر به چه چیز او دل خوش کردی، به جمال و جوانیش؟! ثروتش؟! تا این جملات را از من شنید، دیدم رنگش تغییر کرد. این زنی که این همه با اخلاق بودف با عصبانیت به من گفت: حیف تو نیست می خواهی بین من و شوهرم اختلاف بیندازی. چون زن دید من خیلی جا خوردم و ناراحت شدم، خواست مرا دلداری داد و گفت: اصمعی دنیا می گذرد، خواه وسط بیابان باشم، خواه در قصر، خواه در رفاه و آسایش، خواه در رنج و سختی. اصمعی، امروز گذشت. من که دربیابان بودم گذشت و اگر وسط قصر هم می بودم باز می گذشت. اصمعی، یک چیز نمی گذرد و آن آخرت است. اصمعی من یک روایت از پیامبر اکرم (ص) شنیدم و می خواهم به آن عمل کنم. آن حضرت فرمود: ایمان نصفه الصبر و نصفه الشکر. اصمعی، من در بیابان به بداخلاقی و تند خویی و زشتی شوهرم صبر می کنم و به شکرانه جمال و جوانی و سلامتی که خدا به من عنایت فرمود، به این مرد خدمت می کنم که ایمانم کامل شود.



کلمات کلیدی : ماجرای زن خوش اخلاق و مرد بداخلاق , زن , مرد , اصمعی , خوش اخلاق , بد اخلاق ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1391 موضوع : اجتماعی جالب و خواندنی      نظرات

داستان "عشق" از نگاهی دیگر

یک روز آموزگار از دانش‌آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می‌توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند: با بخشیدن، عشقشان را معنا می‌کنند. برخی؛ دادن گل و هدیه و برخی؛ حرف‌های دلنشین را، راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند: با هم بودن در تحمل رنج‌ها و لذت بردن از خوشبختی را، راه بیان عشق می‌دانند. در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد. یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند، طبق معمول برای تحقیق بهجنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک‌ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه‌های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

عشق


داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید: آیا می‌دانید آن مرد در لحظه‌های آخر زندگی‌اش چه فریاد می‌زد؟ بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که، عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود. قطره‌های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند که ببر فقط به کسی حمله می‌کند که حرکتی انجام می‌دهد و یا فرارمی‌کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش، پیش‌مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه‌ترین و بی‌ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.




نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1391 موضوع : داستان کوتاه اجتماعی جالب و خواندنی عشق و عاشقی      نظرات

معرفی ماشین اوریون 2012
این خودرو شش سیلندر ۳۵۰۰ سی‌سی حجم دارد و ۲۶۸ اسب بخار قدرت تولید می‌کند…

اوریون دارای گیربکس شش دنده اتوماتیک است و سیستم تشخیص هوشمند سربالایی و سرپایینی و سرعت کم از نمونه های بارز سیستم انتقال پیشرفته این خودرو است. همچنین این خودرو دارای باک بنزینی۷۰ لیتری است که در هر ۱۰۰ کیلومتر سیکل ترکیبی ۹/۹ لیتر بنزین می‌سوزاند.

از دیگر مزایای اوریون سیستم هوشمند ضد قفل ترمز (ABS) بهمراه کمک ترمز (BA) توزیع الکترونیکی نیروی ترمز در شرایط مختلف (EBD) کنترل تعادل خودرو(VSC)، سیستم کنترل کشش(TC) و کیسه ایمنی هوا برای راننده و سرنشین جلو، سرنشینان عقب و جانبی است.

Toyota_Aurion




کلمات کلیدی : معرفی ماشین اوریون 2012 , ماشین , اتومبیل , 2012_Toyota_Aurion_Sportivo_ZR6_ , Toyota Aurion , Aurion 2012 ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391 موضوع : جالب و خواندنی دانستنی      نظرات

پرخرج‌ترین بازی‌های تاریخ

بازی‌های ویدئویی از دهه‌ی ۹۰ تا کنون چنان با سرعت رشد کرده‌اند که هم‌اکنون بودجه‌ی ساخت بعضی از بازی‌ها با بزرگترین فیلم‌های سینمایی هالیوود برابری می‌کند. در دهه‌ی ۹۰ اکثر بازی‌ها با بودجه‌های حداکثر ده هزار دلاری ساخته می‌شدند؛ برای مثال بازی Doom که یکی از پرخرج‌ترین بازی‌های دهه‌ی ۹۰ است تنها بیست هزار دلار هزینه در برداشت، اما امروزه هزینه‌ی ساخت یک بازی بزرگ بیش از بیست میلیون دلار است.

۱۰ بازی پرخرج تاریخ به شرح زیر است:

۱- Grand Theft Auto IV: “ماشین دزدی بزرگ چهار” یک شگفتی بزرگ در صنعت بازی‌های رایانه‌ای است. برای خلق این شگفتی حدود ده هزار نفر بیش از چهل ماه با هم همکاری کرده‌اند. هزینه‌ی ضبط یک موسیقی کوتاه که هنگام بازی پخش می‌شود، حدود ده هزار دلار است. GTA IV آن‌قدر بزرگ و پر از جزئیات است که می‌تواند یک گیمر را حداقل ۱۰۰ ساعت سرگرم کند. ماشین دزدی بزرگ چهار تقریبا

۱۰۰ میلیون دلار هزینه داشته است.

gta iv



ادامه مطلب
کلمات کلیدی : پرخرج‌ترین بازی‌های تاریخ , gmae بازی , Grand Theft Auto IV , Killzone 2 , Gran Turismo 5 , Shenmue , Too Human ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : یکشنبه 30 مهر 1391 موضوع : کامپیوتر دانستنی جالب و خواندنی      نظرات

معنای کشورهای جهان

پرچم ایران

آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)

 

آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)

 

آلبانی: سرزمین کوه نشینان

 

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)

بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید




ادامه مطلب
کلمات کلیدی : معنای کشورهای جهان , کشور , ایران , برزیل , flag , country ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391 موضوع : جالب و خواندنی دانستنی      نظرات

داستان کوتاه درک زیبایی

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویولون کرد.

 

این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

 

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود به راه افتاد.

 

یک دقیقه بعد، ویولون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

 VIOLON

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد، کسی که بیش از همه به ویولون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویولون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید و کودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویولون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

 

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویولون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویولون‌زن شد. وقتیکه ویولون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، و نه کسی او را شناخت.

 

هیچکس نمی‌دانست که این ویولون‌زن همان جاشوا بل یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین قطعات نوشته شده برای ویولون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

 

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاترهای شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، و قیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

 

این یک داستان حقیقی است. نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت ‌های مردم بود.




کلمات کلیدی : ویولون‌ , داستان کوتاه درک زیبایی , جاشوا بل , موسیقی , VIOLON , متروی واشینگتن دی سی , تحقیقات اجتماعی ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : شنبه 15 مهر 1391 موضوع : داستان کوتاه جالب و خواندنی      نظرات

معجزات علمی قرآن در كیهان شناسی!

نسبت عمر دنیا به عمر زمین:

 

سوره ی 50 (ق): آیه ی 38:

"ما آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به ما نرسید"

سوره ی 41 (فصلت): آیه ی 9:

"بگو: آیا شما به آن كسی كه زمین را در دو روز آفرید كافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ او پروردگار جهانیان است!"

امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سال پیش بینی می كنند.

این در حالی است كه عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شده است.

بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید



ادامه مطلب
کلمات کلیدی : معجزات علمی قرآن در كیهان شناسی! , قرآن , معجزات قرآن , کیهان شناسی , بیگ بنگ , کهکشان راه شیری ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : شنبه 15 مهر 1391 موضوع : جالب و خواندنی مذهبی و اسلامی      نظرات

نام کامل و واقعی افراد معروف و سرشناس

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که نام واقعی یا نام کامل افراد سرشناس چیست؟

امیر کبیر

کمال الملک —–> محمد غفاری

مارک تواین —–> ساموئل لنگهورن کلمنس

میرزاده عشقی —–> سید محمدرضا کردستانی

سیمین بهبهانی —–> سیمین خلیلی

امیر کبیر —–> تقی فراهانی

ذبیح الله منصوری —–> ذبیح الله حکیم الهی دشتی




ادامه مطلب
کلمات کلیدی : نام کامل و واقعی افراد معروف و سرشناس , نام افراد , معروف , شهریار , حافظ , امیر کبیر , کمال الملک ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : شنبه 8 مهر 1391 موضوع : اجتماعی جالب و خواندنی دانستنی      نظرات

خداوند از تو سوال نخواهد کرد (حتما بخوانید)

خدا


خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از تو

خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود، بلکه از تو خواهد

 پرسید به چند نفر در خانه ات خوش امد گفتی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو

خواهد رسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو

خواهد پرسید آیا سزاور گرفتن آن بودی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد

 پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد

پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو

خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید

 که چگونه انسانی بودی؟

...

 




کلمات کلیدی : خداوند , خداوند از تو سوال نخواهد کرد , خدا , سوال , زندگی ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : شنبه 8 مهر 1391 موضوع : جالب و خواندنی مذهبی و اسلامی      نظرات


( تعداد کل صفحات: 6 )

[ ... ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ]



.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به بلوط می باشد.