تبلیغات
بلوط - مطالب آبان 1391

شارژ ایرانسل

فال حافظ

دهکده ی اطلاعات

 


نامگذاری كمپانی های بزرگ چه طور اتفاق افتاده است؟؟

تاکنون نام چند کمپانی به گوش شما خورده است؟ شاید برایتان جالب باشد که بدانید اسامی کمپانی های بزرگ از کجا آمده و چه ریشه ای دارد.

                                                 یاهو                                            

 

Yahoo؛ در کتابی که Jerry Yang و David Filo موسسان یاهو خوانده بودند (کتاب سفرهای گالیور نوشته Jonathan Swift) انسان های عریان اولیه و زشت را «یاهو» معرفی کرده بود و موسسان یاهو نیز چون خود را همانند یاهوهای یاد شده در آن کتاب می دانستند این اسم را انتخاب کردند.

 گوگل

Google گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است، به معنی عدد 1 که 100صفر جلوی آن باشد. موسسان گوگل به خاطر نشان دادن گستردگی صفحاتی که گوگل آنها را جست و جو می کند این نام را انتخاب کردند.    



ادامه مطلب
کلمات کلیدی : نامگذاری كمپانی های بزرگ چه طور اتفاق افتاده است؟؟ , یاهو , گوگل , yahoo , google , sony , Adobe ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : یکشنبه 28 آبان 1391 موضوع : کامپیوتر دانستنی جالب و خواندنی      نظرات

ضرب المثلهای آلمانی
ــ گاهی دروغ همان کاری را میکند که یک چوب کبریت با انبار باروت میکند.
ــ بهتر است دوباره سوال کنی تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی.
ــ زمان دوای خشم است.
ــ در برابر آنکس که عسل روی زبان دارد، از کیف پولت محافظت کن.
ــ روزی که صبر در باغ زندگیت رویید ، به چیدن میوۀ پیروزی امیدوار باش.
ــ تملق، سمی شیرین است.
ــ به امید شانس نشستن همان و در بستر مرگ خوابیدن همان.
ــ سند پاره میشود ولی قول پاره نمی شود.
ــ کمی لیاقت، جوهر توانایی در موفقیت است.
ــ کسی که در خود آتش ندارد، نمی تواند دیگران را گرم کند.
ــ افتادن در گل و لای ننگ نیست، ننگ آنست که در آنجا بمانی.
ــ بدون دوستان به سر بردن بدتر از داشتن دشمنان است.
ــ یک دروغ تبدیل به راست میشود وقتی که انسان باورش کند.
ــ بهترین توبه ، خودداری از گناه است.
ــ اگر میخواهی قوی باشی ، نقطه ضعف خود را پیدا کن.
ــ بسیاری از افراد در موقعی که برنده میشوند، می بازند و بسیاری دیگر وقتی که می بازند، برنده میشوند.
ــ خالی ترین ظرفها، بلندترین صداها را میدهد.
ــ هرچه قفس تنگتر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود.


کلمات کلیدی : ضرب المثلهای آلمانی , ضرب المثل , آلمان , دروغ , تملق ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1391 موضوع : ضرب المثل      نظرات

ماجرای زن خوش اخلاق و مرد بداخلاق
اصمعی (وزیر مامون) می گوید: روزی برای صیادی به سوی بیابان روانه شدیم. من از جمع دور شدم و در بیابان گم شدم، در حالی که تشنه و گرسنه بودم به این فکر بودم که کجا بروم و چکار کنم. چشمم به خیمه ای افتاد. به سوی خیمه روان شدم، دیدم زنی جوان و با حجابی در خیمه نشسته. به او سلام کردم او جواب سلامم را داد و تعارف کرد و گفت بفرمایید. بالای خیمه نشستم و آن زن هم در گوشه دیگر خیمه نشست. من خیلی تشنه بودم، به او گفتم: یک مقدار آب به من بده: دیدم رنگش تغییر کرد، رنگش زرد شد. گفت: ای مرد، من از شوهرم اجاره ندارم که به شما آب دهم (یکی از حقوقی که مرد بر زن دارد این است که بدون اجازه اش در مال شوهر تصرف نکند) اما مقداری شیر دارم. این شیر برای نهار خودم است و این شیر را به شما می دهم. شما بخورید، من نهار نمی خورم. شیر را آورد و من خوردم. یکی – دو ساعت نشستم دیدم یک سیاهی از دور پیدا شد. زن، آب را برداشت و رفت خارج از خیمه. پیرمردی سیاه سوار بر شتر آمد. پاها و دست و صورتش را شست و او را برداشت و آورد در بالای خیمه نشانید. پیرمرد، بداخلاقی می کرد و نق می زد، ولی زن می خندید و تبسم می کرد و با او حرف می زد. این مرد از بس به این زن بداخلاقی کرد من دیگر نتوانستم در خیمه بمانم و آفتاب داغ را ترجیح دادم. بلند شدم و خداحافظی کردم. مرد خیلی اعتنا نکرد، با روی ترشی جواب خداحافظی را داد، اما زن به مشایعت من آمد. وقتی آمد مرا مشایعت کند، مرا شناخت که اصمعی وزیر مامون هستم.
من به او گفتم: خانم، حیف تو نیست که جمال و زیبایی و جوانی خود را به پای این پیرمرد سیاه بد اخلاق فنا کردی؟ آخر به چه چیز او دل خوش کردی، به جمال و جوانیش؟! ثروتش؟! تا این جملات را از من شنید، دیدم رنگش تغییر کرد. این زنی که این همه با اخلاق بودف با عصبانیت به من گفت: حیف تو نیست می خواهی بین من و شوهرم اختلاف بیندازی. چون زن دید من خیلی جا خوردم و ناراحت شدم، خواست مرا دلداری داد و گفت: اصمعی دنیا می گذرد، خواه وسط بیابان باشم، خواه در قصر، خواه در رفاه و آسایش، خواه در رنج و سختی. اصمعی، امروز گذشت. من که دربیابان بودم گذشت و اگر وسط قصر هم می بودم باز می گذشت. اصمعی، یک چیز نمی گذرد و آن آخرت است. اصمعی من یک روایت از پیامبر اکرم (ص) شنیدم و می خواهم به آن عمل کنم. آن حضرت فرمود: ایمان نصفه الصبر و نصفه الشکر. اصمعی، من در بیابان به بداخلاقی و تند خویی و زشتی شوهرم صبر می کنم و به شکرانه جمال و جوانی و سلامتی که خدا به من عنایت فرمود، به این مرد خدمت می کنم که ایمانم کامل شود.



کلمات کلیدی : ماجرای زن خوش اخلاق و مرد بداخلاق , زن , مرد , اصمعی , خوش اخلاق , بد اخلاق ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1391 موضوع : اجتماعی جالب و خواندنی      نظرات

داستان "عشق" از نگاهی دیگر

یک روز آموزگار از دانش‌آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می‌توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند: با بخشیدن، عشقشان را معنا می‌کنند. برخی؛ دادن گل و هدیه و برخی؛ حرف‌های دلنشین را، راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند: با هم بودن در تحمل رنج‌ها و لذت بردن از خوشبختی را، راه بیان عشق می‌دانند. در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد. یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند، طبق معمول برای تحقیق بهجنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک‌ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه‌های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

عشق


داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید: آیا می‌دانید آن مرد در لحظه‌های آخر زندگی‌اش چه فریاد می‌زد؟ بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که، عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود. قطره‌های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند که ببر فقط به کسی حمله می‌کند که حرکتی انجام می‌دهد و یا فرارمی‌کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش، پیش‌مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه‌ترین و بی‌ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.




نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1391 موضوع : داستان کوتاه اجتماعی جالب و خواندنی عشق و عاشقی      نظرات

معرفی ماشین اوریون 2012
این خودرو شش سیلندر ۳۵۰۰ سی‌سی حجم دارد و ۲۶۸ اسب بخار قدرت تولید می‌کند…

اوریون دارای گیربکس شش دنده اتوماتیک است و سیستم تشخیص هوشمند سربالایی و سرپایینی و سرعت کم از نمونه های بارز سیستم انتقال پیشرفته این خودرو است. همچنین این خودرو دارای باک بنزینی۷۰ لیتری است که در هر ۱۰۰ کیلومتر سیکل ترکیبی ۹/۹ لیتر بنزین می‌سوزاند.

از دیگر مزایای اوریون سیستم هوشمند ضد قفل ترمز (ABS) بهمراه کمک ترمز (BA) توزیع الکترونیکی نیروی ترمز در شرایط مختلف (EBD) کنترل تعادل خودرو(VSC)، سیستم کنترل کشش(TC) و کیسه ایمنی هوا برای راننده و سرنشین جلو، سرنشینان عقب و جانبی است.

Toyota_Aurion




کلمات کلیدی : معرفی ماشین اوریون 2012 , ماشین , اتومبیل , 2012_Toyota_Aurion_Sportivo_ZR6_ , Toyota Aurion , Aurion 2012 ,
نویسنده : میلاد زینالی لکی تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391 موضوع : جالب و خواندنی دانستنی      نظرات


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به بلوط می باشد.